عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
178
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
زبطره [ 1 ] را ويران كرد و بازگشت . و چون خبر به معتصم رسيد ضجر [ 2 ] گشت . بدان سبب كه همه سپاه بحرب بابك مشغول بودند چيزى نگفت ، و چون افشين از حرب بابك باز آمد ، معتصم پرسيد كه از شهرهاى روم كدام توانگرتر ؟ گفتند : عموريه ! كه دار الملك روم است [ 3 ] . پس معتصم بفرمود : تا ساز غزاء روم كردند از سلاحهاى گوناگون و منجنيقها [ 4 ] و حوضهاى اديم [ 5 ] و آلتهاى [ 6 ] حرب و سفر ، چنان كه هيچ خليفتى نساخته بود ، و از بغداد برفت ، و به طرسوس [ 7 ] شد ، و از آنجا لشكر تعبيه كرد ، و قصد عموريه كرد ، و اندر روم شد ،
--> [ ( 1 - ) ] هر دو : ربط ؟ طبرى و بلاذرى : زبطره به كسرهء اول و فتحهء ثانى و سكون سوم شهرى بود بين ملطيه و سميساط و بلاد روم ( توركيهء كنونى ) ( فتوح 228 ) . [ ( 2 - ) ] اصل ؟ صجر ؟ اما ضجر مشوش و خشمناك است به فتحهء اول و كسرهء ثانى ( المنجد ) . [ ( 3 - ) ] عموريه : به فتحهء اول و تشديد دوم و پنجم شهرى بود در بلاد روم ( مراصد 963 ) از اقليم پنجم است و در تلفظ انگوريه خوانند ( نزهة القلوب 112 ) اما طبرى انقره را جائى در عموريه مىشمارد ( 7 ر 265 ) . [ ( 4 - ) ] هر دو : منحصهاى ؟ بدون نقاط . [ ( 5 - ) ] در طبرى و الكامل : حياض الادم ، يعنى حوضهاى پوست مدبوغ و اين آلت جنگى ظاهرا همان چيزيست كه در پستو و انسئه هندى آن را كاروه ميگفتند و پوست گاوميش را از كاه و علف پر كرده در اثناى جنگ پيش روى خود گرفته مىبردند تا از تيرهاى دشمن محفوظ مانند ، و در قرن هشتم يوسفزائيان افغانى اين آلت را استعمال ميكردند ( تاريخ مرصع ) منهاج سراج در طبقات ناصرى و رشيد بديع تونى در لطائف الاخبار ازين آلت جنگى بنام ( كارو - كاروه ) ذكرى دارند ( براى شرح رك : تعليقات طبقات 2 ر 806 ) ابو الفدا اين نام را خيام الادم آورده ( 2 ر 36 ) و نيز احتمال دارد ، كه مقصد از حوضهاى اديم مشكهاى آب باشد كه در سفرهاى جنگى استعمال ميكردند . [ ( 6 - ) ] اصل : آلتاى ؟ ب : مانند متن . [ ( 7 - ) ] هر دو : طرطوس ؟ طبرى : طرسوس : به فتحهء اول و دوم شهرى بود در سرحدات شام بين انطاكيه و بلاد روم كه قبر مأمون در آنجاست ( مراصد 883 ) .